تبليغاتX
خاتم الانبیاء
آئین او پیش از بعثت

او از لحظه ای که از مادر متولد شد ، تا روزی که به خاک سپرده گردید ؛ جز خدای یکتا را نپرستید . سرپرستان او ، مانند "عبدالمطلب" و "ابوطالب" همگی موحد و خداپرست بودند .
ابوطالب در مواقع خشکسالی ، برادر زاده خود را به مصلی می برد و خدا را به مقام او سوگند می داد و باران می طلبید . حتی پیامبر ، خود هنگام مذاکره با بحیرا ( راهب بصری ) ، تنفر خود را نسبت به بتهای معروف عرب اظهار کرد ، آنجا که راهب رو به او کرد و گفت ترا سوگند می دهم به حق "لات" و "عزی" مرا از آنچه که می پرسم ،پاسخ گو . رسول گرامی بر او پرخاش کرد و گفت هرگز مرا  به لات و عزی سوگند مده .چیزی در جهان نزد من مانند پرستش آن دو  ، مغبوض نیست .
همه اینها گواهی می دهد که رسول گرامی و پسران خاندان عبدامطلب ، همگی خداپرست و موحد بوده اند و بهترین گواه بریکتاپرستی او ، همان اعتکاف او قبل از بعثت در غار حراء است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/19ساعت 19:48  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت
امین قریش علی (ع) را به خانه خود می برد

در یکی از سال ها که قحطی و کم آبی مکه و نواحی آنرا در بر گرفته بود ؛ روسل گرامی تصمیم گرفت که به عموی خود کمک کند ، و هزینه زندگی او را پایین آورد . موضوع را با عموی دیگر خود "عباس" در میان گذاشت ، قرار شد هر کدام ، یکی از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببرند . از این جهت روسل گرامی ، علی (ع) را ، و عباس "جعفر" رابه خانه خود بردند .
ابوالفرج اصفهانی ، مورخ معروف می نویسد : عباس ، طالب را ؛ حمزه ، جعفر را ؛ و رسول خدا علی(ع) را به خانه های خود بردند . آنگاه رسول خدا گفت : من همان را برگزیدم که خدا او را برای من برگزیده است .
اگرچه ظاهر جریان این بود که به زندگی ابوطالب کمک کند ؛ ولی هدف نهایی این بود که علی (ع) در دامان پیامبر تربیت و پرورش پیدا کند و از اخلاق کریمه او پیروی نماید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/19ساعت 19:46  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت
پایه های بت پرستی می لرزد

در یکی از اعیاد قریش ، حادثه غریبی اتفاق افتاد و در نظر افراد دقیق ، زنگ خطر انقراض حکومت بت پرستان به صدا در آمد .
روزی که بت پرستان دور بتی گرد آمده بودند و پیشانیها را در برابر آن به خاک می سائیدند ؛ چهار نفر از سران آنان که به علم و دانش معروف بودند ، کردار آنان را نپسندیده و در گوشه ای با هم سخن گفتند ؛ از جمله سخنان آنان این بود : ... این سنگی که گروه ما دور آن می گردند ، نمی شنود ، نمی بیند ، سود و ضرری نمی رساند .
این چها نفر عبارت بودند از :
1- "ورقة بن نوفل" که پس از مطالعات زیاد در جرگه نصاری درآمد و اطلاعات فراوانی در کتابهای عهدین بدست آورد .
2- "عبدالله بن جهش" که پس از ظهور اسلام ، ایمان آورد و با مسلمانان به حبشه رفت .
3- "عثمان بن حویرث" او دربار روم را پیش گرفت ، و پیرو مسیحیان گشت .
4- "زیدبن عمرو بن نفیل" که پس از مطالعات زیاد ، دین ابراهیم را انتخاب نمود .
ظهور یک چنین پرخاشگری ؛ جز ترک بت پرستی و گرایش به خدا پرستی چیز دیگری نبود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/19ساعت 19:45  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت
فرزندان پیامبر از خدیجه

وجود فرزند پیوند زناشویی را محکمتر می سازد و شبستان زندگی را پرفروغ تر می سازد . همسر "جوان قریش" برای او شش فرزند آورد . دو پسر به نام های "قاسم" و "عبدالله" که به آنها "طاهر" و "طیب" می گفتند . و چهارتای آنها دختر بود . ابن هشام می نویسد : بزرگترین دختر او "رقیه" ، بعدا "زینب" و "ام کلثوم" و "فاطمه" بود . فرزندان ذکور او ، تمام پیش از بعثت بدرود زندگی گفتند ؛ ولی دختران ، دوران نبوت او را درک کردند . خویشتن داری پیامبر ، دربرابر حوادث زبانزد همه بود . با این حال ، در مرگ فرزندان خود ، گاهی تاثرات دل او به صورت قطرات اشک از گوشه چشمان او به روی گونه هایش می غلتید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/19ساعت 13:7  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت
عواطف جوانی

در بازار مکه واقعه ای رخ داد که عواطف انسانی او را جریحه دار ساخت . دید قماربازی ، مشغول قمار است و از بدی بخت ، شتر خود را باخت ، خانه مسکونی خود را باخت ، کار به جائی کشید که ده سال از زندگی خود را از دست داد . مشاهده این واقعه ، چنان جوان قریش را متاثر ساخت که نتوانست همان روز در شهر مکه بماند ؛ بلکه به کوه های اطراف پناه برد و پس از پاسی از شب به خانه بازگشت . او به راستی ، از دیدن این نوع مناظر غم انگیز و رقت بار ، متاثر می گشت و از کمی ِ عقل و شعور این طبقه گمراه ، در فکر و تعجب فرو می رفت .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 22:59  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت
روحیات جوانی

در اینکه جوان قریش ، شجاع و دلیر ، نیرومند و تندرست ، صحیح و سالم بود ؛ جای گفتگو نیست . زیرا در محیط آزاد و دور از غوغای زندگی پرورش یافته بود ، و خانواده ای که در میان آنها دیده به جهان گشود ، همگی عنصر شهامت و شجاعت بودند . ثروت خدیجه را در اختیار داشت ، و وسائل خوشگذرانی برای او آماده بود . ولی باید دید که او از این امکانات مادی چگونه استفاده کرد ؟ آیا بساط عیش و عشرت پهن نمود ؟ یا با این وسیله برنامه ی دیگری برگزید که از سراسر آن ؛ دورنمای زندگی پر از معنویت او هویدا بود . تاریخ گواهی می دهد که او بسان مردان عاقل و کارآزموده زندگی می کرد . همیشه از خوشگذرانی و بیخبری گریزان بود . پیوسته بر سیما ، آثار تفکر و تدبر داشت ، و برای دوری از فساد اجتماع ، گاهی مدتها در دامنه کوه ها ، میان غار ، بساط زندگی را پهن می نمود و به مطالعه در آثار قدرت وصنع وجود می پرداخت .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/18ساعت 22:55  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> از ازدواج تا بعثت