تبليغاتX
خاتم الانبیاء
نبوت و امامت با هم توامند

اعلام وصایت علی در آغاز رسالت نشان می دهد که این دو منصب از هم جدا نیستند چرا که معرفی پیامبر خدا با جانشینی علی در یک زمان تعیین شده و این گواه بر آن است که اساس و شالوده نبوت و امامت یکی است و جز این نیست . در این مجلس که پیران آزموده و سران سالخورده در تفکر و حیرت بودند علی را چنان شجاع و با شهامت روحی می بینیم که در کمال فصاحت ودلیری ، پشتیبانی وفداکری خود را اعلام می دارد و دشمنی خود را با دشمنان رسول خدا ابراز می دارد گرچه او در آن روز کوچکترین فرد از نظر سنی در آن مجلس بود ولی ممارست طولانی وی با رسول خدا ،دل او را آماده پذیرفتن حقایقی نمود که پیران قوم قدرت درک آنرا نداشتند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 1:28  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دعوت سری ؛ دعوت خویشاوندان
طرز دعوت خویشاوندی

طرز دعوت پیامبر از خویشان خود بسیار جالب بود و تعیین کردن وصی و جانشین وی در این میهمانی که کسی جز حضرت "علی" نبود ، حقیقتی بود که بعد آشکار شد.
خداوند پیامبر را مامور نمود تا خویشان خویش را به آیین خود بخواند . پیامبر هم علی را که در آن روز پانزده سال بیش نداشت خواست و دستور داد تا غذایی برای پذیرایی از چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم آماده نماید و ایشان تصمیم گرفت در ضمن میهمانی راز نهفته را آشکار سازد . ولی پس از صرف غذا پیش از آنکه او لب به سخن بگشایید ابولهب عموی ایشان با سخنان سبک خود آمادگی مجلس رابرای ابراز دعوت بر هم زد . پس پیامبر طرح موضوع را به فردا موکول کرد و برنامه را تکرار کرد با ضیافتی دیگر ، پس از صرف غذا سخنان خویش را با نام خدا و اعتراف به وحدانیت وی آغاز نمود و فرمود: " به راستی هیچگاه راهنمای یک جمعیت به کسان خود دروغ نمی گوید ، به خدایی که جز او خداوندی نیست من فرستاده خدا به سوی شما و به عموم جهانیان هستم ، هان ای خویشاوندان من شما بسان خفتگان می میریدو همانند بیداران زنده می گردید و طبق کردار خود مجازات می شوید و این بهشت دائمی خداست برای نیکو کاران و دوزخ همیشگی او است برای بد کاران و......................خدایم به من فرمان داده که شما را به سوی او بخوانم : کدام یک از شما پشتیبان من خواهید بود تا برادر و وصی و جانشین من میان شما باشد . " وقتی سخنان وی به اینجا رسید ، سکوتی مطلق همه را فرا گرفت و همه در بزرگی مقصد وسرانجام کار خود به فکر فرو رفتند که ناگاه علی که جوانی پانزده ساله بود سکوت را در هم شکست و برخاست و با لحن تندی عرض کرد : ای پیامبر خدا من آماده پشتیبانی از شما هستم . پیامبر دستور داد تا بنشیند و سپس تا سه بار گفتار خود را تکرار کرد و جز همان جوان پانزده ساله کسی پاسخ وی را نداد . در این هنگام رسول خدا فرمود : "مردم این جوان برادر و وصی و جانشین منست میان شما ! به سخنان او گوش دهید و از او پیروی کنید . در این هنگام حضار با حالت تمسخر رو به ابو طالب نموده گفتند : محمد دستور داد که از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری و او را بزرگ تو قرار داد !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 1:28  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دعوت سری ؛ دعوت خویشاوندان
دعوت خویشاوندان

هوشمندی از سران یکی از کشورهای بزرگ امروز پرسید که راز موفقیت شما در کارهای اجتماعی چیست ؟وی گفت :"طرز تفکر ما غربیان با شما شرقیان فرق دارد ما همیشه با برنامه های وسییع وارد کار میشویم ولی کار را از جای کوچک شروع می کنیم و پس از احراز موفقییت در گسترش آن می کو شیم و اگر در نیمه راه فهمیدیم که برنامه ما صحیح نیست فورا فرمول را عوض کرده و کار دیگری را شروع می کنیم ولی شما شرقیان با برنامه وسیع شروع می کنید و کار را از جای بزرگ آغاز می کنید و همه آنرا یک جا پیاده می کنید و اگر در اثنا به بن بست رسیدید دیگر راه بازگشت جز با تحمل خسارت بزرگ برای شما باقی نمی ماند. از این گذشته طرز تفکر شما با عجله و شتابزدگی عجین شده و پیوسته می خواهید روز نخست از کشت خود ثمره بگیرید می خواهید آخرین نتیجه را در همان روزهای نخست بیابید و این خود طرز تفکر غیر صحیح اجتماعی است که انسان را در بن بست عجیبی قرار می دهد."
ما تصور می کنیم این طرز تفکر مربوط به شرق و غرب نیست بلکه افراد پخته و دانا مانند رهبر عالیقدر اسلام نیز برای نیل به اهداف والای خود در این سه سال از همین اصل استفاده می کنند و در این سه سال حتی خویشاوندان خود را به شکل عمومی دعوت به اسلام نکردند و فقط با افراد تماس خصوصی برقرار می نمود تا اینکه توانست یارانی برگزیند.
سران قریش در عیش و نوش بودند فرعون مکه "ابوسفیان"وی را باتمسخر یاد می کردند و می گفتند:ادعای تبلیغ وی مانند دعوت "ورقه" و "امیه"که بر اثر خواندن انجیل وتورات مسیحی شده و درمحافل دم از مسیحیگری می زدند. و به زودی خاموش خواهد شد.سران قریش پیوسته ادب و احترام او را نگاه می داشتند و او نیز از بتان و خدایان آنان انتقاد نمی کرد .
ولی بیداری قریش از روزی آغاز شد که دعوتهای علنی و عمومی آغازگردید و انتقاد او از بتان و آیین و روشهای ضد انسانی آنها بر سر زبانها افتاد بنابر این سران قریش متوجه شدند که این دعوت با "ورقه "و"امییه "فرق آشکاری دارد و مبارزه ها آغاز شد . دو نیرو لازم بود که مسیر اجتماع را دگرگون سازد :
1- نیروی بیان و گفتار که افکار شخصی و آنچه از عالم وحی گرفته را در اختیار افکار عمومی بگذارد.
2-نیروی دفاعی که در مواقع خطر در برابر تهاجم دشمنان خط دفاعی تشکیل دهد.
بیان و گفتار رسول خدا در حد کمال بود و در کمال بلاغت آیین خود را تشریح می کرد ولی در اوایل دعوت فاقد نیروی دوم بود پس لازم بود برای بدست آوردن یک خط دفاعی و تشکیل هسته مرکزی خویشاوندان خود را پیش از دعوت عمومی به آیین خود خواند ،حداقل فایده این دعوت این بود که خویشاوندان او بواسطه احساسات و تعصبات خویشاوندی و قومی به دفاع از او برمی خاستند. بعلاوه که او معتقد بود که اساس اصلاح از داخل خویشاوندان باید آغاز شود تا در بیگانگان موثر افتد .در این رابطه آیه ای به این مضمون می باشد : خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب اللهی بترسان (سوره شعرا /214)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 1:26  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دعوت سری ؛ دعوت خویشاوندان
دعوت سری

پیامبر گرامی سه سال تمام به دعوت سری پرداخت و در این مدت به جای توجه به عموم مردم به فرد سازی پرداخت .مصالح وقت ایجاب می کرد که او دعوت خود راآشکار نکند و با تماسهای سری گروهی را به آیین خود دعوت نماید وهمین دعوت سری بود که توانست جمعی را به آیین توحید جلب کند .نام برخی از آنان را مختصرا ذکر می کنیم :
حضرت خدیجه - حضرت علی- زیدبن حارث- زبیربن عوام- عبدالرحمان بن عوف- سعدبن ای وقاص- طلحه بن عبیدالله- ابو عبیده جراح- ابوسلمه- ارقم بن ابی الارقام- قدامه بن مظعون - عبدالله بن مظعون -عبیده بن حارث- سعید بن زید- خباب بن ارت- ابوبکر بن ابی قحافه- عثمان بن عفان ودیگر افرادی که در همین مقطع به اسلام گرویدند .
سران قریش دراین سه سال مشغول خوشگذرانی وسرمست عیش ونوش بودنددرحالی که کم وبیش از دعوت سری رسول خدا آگاهی یافته بودند ولی کوچکترین واکنشی نشان نداده و جسارتی نمی کردند. دراین ایام پیامبر با یارانشان به دره های مکه می رفتند ونماز خودرا دور از چشم قریش می خواندند. روزی در همان حال برخی از مشرکان به عمل آنان اعتراض کرد واینکار سبب درگیری بین یاران رسول خدا و آنان شد ویکی از مشرکان توسط سعد وقاص زخمی شد ،از این رو خانه ارقم که از چشم مشرکان دور بودمحل عبادت و تبلیغ و پرستش خدا قرار گرفت که عمار یاسر و صهیب بن سنان در آنجا به رسول خدا گرویدند .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/21ساعت 18:46  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دعوت سری ؛ دعوت خویشاوندان