تبليغاتX
خاتم الانبیاء
نغمه الهی

برای اینکه بدانیم ، پیامبر این عوالم را با نیروی بشری طی نکرده ، بلکه در پرتو قدرت غیبی توانسته است ، مسیر خود را در مدت کمی طی کند ، در سوره اسرا خداوند می فرماید : " اسری " یعنی خدا سیر داد . و خود را عامل سفر معرفی می کند . و در همین سوره می فرماید : از مسجدالحرام سیر داد . باید گفت که پیامبر گرامی با بدن و روح ، هر دو سیر نموده و دلیل آن کلمه " بعبده " ( با بدن و روح ) است . غرض از این سیر با شکوه نشان دادن جهان بزرگ هستی بود . در جایی هم قرآن به دفاع از ادعای پیامبر ، در باب دیدن قیافه واقعی جبرئیل ، در هنگام نزول اولین وحی ، می گوید : او یکبار دیگر فرشته را نزدیک " سدره المنتهی " در مجاورت بهشت  ( مقر نیکان ) ، آندم که آنجا را شکوه فرا گرفته بود دیده و منحرف نشد و ...
در شب معراج خدا دستور داد که امت پیامبر ، هر شبانه روز در پنج وعده نماز بخوانند . و حتی وقت رحلت ابوطالب نماز واجب نشده بود و در خواست پیامبر از سران قریش ، فقط دادن گواهی به یگانگی خدا بود . نمونه هایی از این قبیل حاکی از این است که معراج اندکی قبل از هجرت اتفاق افتاده است و تا آن زمان منظور از نماز عبادت مستحبی و نمازهای غیر واجب بوده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/17ساعت 6:21  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> معراج
صدای آشنا و " براق "

تاریکی شب ، افق را فرا گرفته بود و خاموشی بر فضا حاکم بود . وقت آن رسیده بود که جانداران در خوابگاههای خود برای مدتی محدود ، چشم از مظاهر طبیعت پوشیده و برای فعالیت روزانه خود تجدید قوا کنند . پیامبر هم پاسی از شب را به ادا فریضه پرداخته بود و اکنون می خواست به استراحت بپردازد ، که ناگاه صدای آشنایی به گوشش رسید . او جبریل ، امین وحی بود که وی را برای سفر دور و درازی فرا می خواند ، و می گفت که در آن سفر من نیز با تو هستم تا نقاط مختلف گیتی را با مرکب فضا پیمایی به نام " براق " بپیماید . این سفر با شکوه از خانه خواهرش " ام هانی " آغاز شد پس با همان مرکب به سوی بیت المقدس در کشور " اردن " که آن را مسجدالقصی می خوانند روانه شد و در مدت بسیار کوتاهی در آن نقطه پایین آمد . پیامبر از نقاط مختلف مسجد و  "بیت الحم " که زادگاه مسیح است و منازل انبیا و ... دیدن کرده و در بعضی منازل دو رکعت نماز می گذارد . سپس قسمت دوم سفر را که پرواز به سوی آسمانها و مشاهده ستارگان و نظام جهان بالا بود را آغاز نمود ، با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانی سخن گفت و از مراکز رحمت و عذاب ( بهشت و دوزخ ) دیدن کرده و درجات بهشتیان و دوزخیان را از نزدیک مشاهده نمود و از رموز هستی و اسرار آفرینش و وسعت عالم و آثار قدرت بی پایان خدا کاملا آگاه شد . در ادامه به " سدره المنتهی " رسید که سراپا پوشیده از شکوه و جلال و عظمت بود . سپس مامور به بازگشت از همان راهی که آمده بود ، شد . البته پیش از طلوع فجر از مرکب پایین آمد و نزد خواهرش رفت و برای اولین بار راز خود را به او گفت و در روز همان شب ، در مجامع و محافل ، پرده از راز برداشت . سفر شگف انگیز معراج که در فکر قریش امری محال بود دهن به دهن گشت و آنها را بیش از همه عصبانی کرد . و طبق عادت بنا را به تکذیب وی گذاردند و از او کیفیت بیت المقدس و بناها را خواستند و پیامبر هم تماما تشریح نمود و از حوادث سفرش گفت ( که البته در اینجا ذکر نکرده ایم ) که با تحقیقات گروهی از قریش ، گزارشات پیامبر تصدیق شد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/17ساعت 6:20  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> معراج