تبليغاتX
خاتم الانبیاء
دست جبرئیل

در هفدهمین ماه هجرت ، دستور موکد آمد که قبله مسلمانان از این پس " کعبه " است و نمازها را به سوی " مسجدالحرام " بخوانید . پیامبر سیزده سال تمام رو به بیت المقدس که قبله یهودیان بود ، نماز گزارده بود و حتی پس از مهاجرت به مدینه دستور بر همین بود . این کار نوعی همکاری و نزدیک کردن دو آیین یهود و اسلام ، به هم بود . ولی از آنجا که یهود دشمنی با پیامبر را آغاز کرده بود ، این مسئله را به عنوان نقطه ضعف اسلام معرفی می کرد که : " محمد " مدعی است که دارای آیین مستقلی است و آیین او ناسخ  آیینهای گذشته است در صورتی که هنوز قبله مستقلی ندارد و به قبله یهود نماز می گذارد .
نیمه شبها پیامبر رو به آسمان منتظر وحی بود که دستوری در این باره برسد ، تا اینکه ندا آمد " نگاههای معنا دار تو را به آسمان می بینیم ، تو را به سوی قبله ای که رضایت تو را جلب کند می گردانیم . "
هدف دیگر تغییر قبله در تشخیص افراد مومن واقعی از مدعیان دروغین به ایمان ، بوده است زیرا پیروان حقیقی در نماز متوجه " مسجدالحرام " خواهند بود . و دلایل دیگری مانند ، تعمیر کعبه توسط ابراهیم نبی که مورد تعظیم عرب بود . با این کار فاصله گیری و دوری از یهود که دیگر امیدی به ایمان آوردنشان نبود ، ممکن می شد . مشابه آین موضوع این که ، قبلا مسلمانان به تبعیت از یهود در روز عاشورا روزه می گرفتند ولی دستور رسید که مسلمانان در ماه مبارک رمضان روزه بگیرند .
پیامبر در حالی که نماز ظهر را می خواند در رکعت سوم جبرئیل دست وی را گرفت و به سوی " مسجدالحرام " متوجه کرد . زنان و مردانی که در مسجد بودند از او پیروی کردند و از آن روز " کعبه " قبله مسلمین اعلام شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 9:5  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> تبدیل قبله
یا " ابو تراب "
 

سال اول هجری با تمام خوشی ها و تلخی ها گذشت . از اتفاقات مهم سال دوم هجری ، جنگ " بدر " و تغییر قبله بود . مقصود از " غزوه " نبردهایی که خود پیامبر در آن شرکت داشت و خود آن را رهبری می کرد و منظور از " سریه " اعزام گردانها و هنگهایی که ایشان در آن شرکت نداشت و با تعیین سرپرستی ، آنها را اعزام می نمود . شمار " غزوات " ایشان را 27 یا 26 نوشته اند و تعداد " سریه های " وی را با اختلاف زیاد 35-36-48- و حتی 66 عنوان نموده اند .
در یکی از روزها که خبر رسید کاروان قریش به سرپرستی ابو سفیان از مکه به شام می آید ، پیامبر با گروهی در نقطه ای به نام " عشیره " رفت و به انتظار نشست . در این نقطه
چند روزی بسر بردند . یک روز که پیامبر بر بالین " عمار " و " علی " آمد تا آنها را بیدار کند ، مشاهده کرد که خاکهای نرمی بر سر و صورت " علی " نشسته است ، رو به وی کرد و فرمود : " مالک یا ابا تراب " چه شده به تو ای آغشته به خاک . از آنروز علی در میان مسلمانان به ابو تراب معروف شد . پیامبر در آن هنگام  رو به آنها کرد و گفت : " آیا می خواهید شقی ترین مردم روی زمین را معرفی کنم ؟ " عرض کردند بلی . فرمود : " شقی ترین مردم روی زمین دو نفرند ، یکی کسی که ناقه صالح را پی کرد ، دوم کسی که شمشیر بر فرق تو می زند و محاسن تو را با خون سرت رنگین می کند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/28ساعت 7:57  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> تبدیل قبله