تبليغاتX
خاتم الانبیاء
لکه سیاه و ننگین

در خاتمه جنگ ، مسلمانان سه برابر قریش کشته دادند . زنان قریش پیش از هر چیز دست به جنایت بزرگی زدند و قبل از اینکه مسلمانان به دفن کشته های خود برسند ، برای انتقام بیشتر ، اعضاء و جوارح کشته های مسلمانی که بر روی خاک افتاده بودند ، را بریده و لکه ننگین تری بر دامن خود نشانیدند . در تمام ملل جهان کشته های جنگ احترام دارند ولی همسر ابو سفیان از اعضاء بدن مسلمانان ، گردنبند و گوشواره ترتیب داد ، شکم افسر دلیر مسلمانان ، حضرت حمزه را پاره کرد و جگر او را درآورد ، و آن را به دندان گرفت و هر چه خواست بخورد نتوانست . این عمل بقدری ننگین و زشت بود که ابوسفیان گفت : من از این عمل تبری می جویم و چنین دستوری نداده بودم ولی خیلی هم ناراحت نیستم .
این عمل زشت ، باعث شد که این زن ، میان مسلمانان ، به " هند آکله الاکباد " ( هند جگرخوار ) معروف شود و فرزندان او به فرزندان زن جگر خوار معروف شدند .
هنگام دفن " حمزه " وقتی چشم پیامبر به وضع رقت بار وی افتاد ، فوق العاده منقلب شد و فرمود : " این خشم و غضبی که اکنون در خود احساس می کنم ، در زندگانی من بی سابقه بوده است ."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 8:35  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دفاع از حریم آزادی
مشعل فروزان

 

از بررسی وقایع احد ، تجربیاتی تلخ و شیرین به دست می آید و قدرت پایداری و ثبات گروهی و ناپایداری دسته دیگری به خوبی ثابت می گردد . روز احد هشت نفر با پیامبر تا سر حد بذل جان بیعت کردند : سه تن از مهاجر ( " علی و طلحه و زبیر " ) و پنج تن از انصار بود و بقیه در لحظه خطر پا به فرار گذاشتند .
" علی " در جایی می فرماید : نزدیکترین کس به دشمن پیامبر بود و هر گاه کار جنگ سخت می شد ما را پناه می داد ... از عواملی که حیات پیامبر را تضمین نمود پس از دلاوری و بی باکی خود پیامبر ، جان فشانی عده ای از یاران با وفای وی بود که با تلاش خود ، مشعل فروزان وجود پیامبر را از خاموشی محفوظ داشتند .
اگر نام این قسمت از تاریخ اسلام را پیروزی مجدد بگذاریم سخنی گزاف نگفته ایم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 13:56  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دفاع از حریم آزادی
پروانه های سوخته بال

 

اسامی افرادی که در حفظ جان پیامبر نقش مهمی داشتند به این شرح است : 1- نخستین فرد ثابت و پایدار که 26 بهار از عمر او نگذشته بود ، مولای متقیان " علی " بود که دسته های پنجاه نفری از دشمن را سرکوب می کرد . جمله " لا سیف الا ذوالفقار ، لا فتی الا علی " پیوسته از پیامبر در میدان جنگ ، به گوش می رسید .
2- " ابو دجاجه " دومین نفری بود که بدن خود را مانند سپری در برابر دشمن قرار می داد تا به پیامبر آسیبی نرسد و تیرها بر پشت او فرود می آمد .
3- " حمزه بن عبدالمطلب " عموی پیامبر از شجاعان عرب و افسران اسلام بود و در دفاع از پیامبر در مقابل افرادی مثل ابوجهل و انجمن قریش کوتاهی نمی کرد و کسی قدرت مقابله با او را نداشت . هند همسر ابوسفیان ، دختر " عتبه " کینه حمزه را به دل داشت و به هر قیمتی انتقام خود را می خواست بگیرد و " وحشی " را اجیر کرد .
" وحشی " که در لحظه پیروزی قریش بدنبال حمزه بود ، می دید حمزه بسان شیری غران به قلب سپاه حمله می کند و به هر کس که می رسد او را بی جان می سازد . " وحشی " خود را پشت سنگها و درختان پنهان کرده بود و حمزه هم در گرما گرم نبرد متوجه او نبود ، ناگاه " وحشی " از کمینگاه بیرون آمده و نشانه گرفت و حربه خود را بر تهیگاه وی فرود آورد . تیر از میان دو پای وی بیرون زد ، در این هنگام که حمزه خواست برگردد و به او حمله کند ، به همان حال ماند و روح از بدن مبارکش جدا شد .
4- " ام عامر " که نام وی نسیبه بود ، برای رساندن آب به سربازان اسلام در احد به همراه پسرانش ، شرکت داشت . در ابتدا شاهد نسیم پیروزی به سوی مسلمانان شد ولی ناگهان ورق برگشت و مسلمانان شکست خوردند و پا به فرار گذاشتند و جان پیامبر در معرض خطر قرار گرفت . او وظیفه خود دید که تا سر حد مرگ ، از ایشان دفاع کند . مشک آب را بر زمین گذاشت و با شمشیری که بدست آورده بود از حملات دشمن می کاست و گاهی تیراندازی می کرد . او سپر یکی از افراد فراری را برداشت تا در دفاع از پیامبر به او آسیبی نرسد ، ولی در لحظه ای که مانع ضربه دشمن به پیامبر شد ، به شانه او ضربه ای فرود آمد که یک سال تمام زخم آن بر شانه اش بود .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 13:56  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دفاع از حریم آزادی
آتش جنگ

 

سال سوم هجرت از نظر حوادث چشم گیر ، دست کمی از سال دوم ندارد . اگر در سال دوم هجرت غزوه بدر رخ داد در این سال غزوه " احد " اتفاق افتاد که هر دو غزوه از غزوات بزرگ اسلام بشمار می روند . آتش جنگ " احد " با دو عامل که از عوامل دیگر مهمتر بود افروخته گشت و آن هم کشته شدن دو نفر از یهودیان بود ، یکی به نام " کعب اشرف " که فردی شاعر و سخنور بود و پس از پیروزی مسلمانان در بدر ، شروع به شایعه فکنی و سخنان زشت نسبت به پیامبر نمود و به هتک حرمت زنان مسلمان با ذکر نامشان ، می پرداخت . وی با نقشه زیرکانه مسلمانان به قتل رسید و آن دیگری " ابو رافع یهودی " بود که او هم در ایفای نقش خود دست کمی از " کعب " نداشت .
بدلیل سیاست قریش ، مبنی بر گریه نکردن بازماندگان کشته های جنگ بدر ، و جلوگیری از عزاداری ، حس انتقام جوئی در قریش تشدید شده بود و بسته شدن راه بازرگانی مردم مکه ، از طریق مدینه و عراق ، فوق العاده آنها را ناراحت کرده بود و کشته شدن آن دو نفر یهودی ، به این آتش دامن می زد . پس با ، هم پیمان ، شدن با دلاوران قبایلی چون " کنانه " و " تهامه " توانستند ارتش چهار هزار نفری ، تشکیل داده و برای جنگ آماده شوند . آنان گروهی از زنان را نیز در نبرد ، با خود همراه کردند تا باعث شود ، بدلیل غیرتی که عرب نسبت به اسیر شدن دختران و زنان خود دارند به بازگشت و فرار فکر نکنند .
همسر ابوسفیان ، یکی از زنانی بود که حس انتقام جویی از پیامبر در او ریشه دوانده بود و جز با کشتن یکی از سه نفر " محمد " و " علی " و " حمزه " عموی رشید پیامبر ، آرام نمی گرفت . پس تصمیم گرفت " وحشی " غلام سیاه " مطعم " که در بکار بردن آلت جنگی " زوبین " مهارت داشت ، را اجیر کند تا آزادی خود را با کشتن یکی از آن سه نفر ، بدست بیاورد .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 13:55  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دفاع از حریم آزادی