
از دیگر حوادث مهم سال دوم هجری ، می توان ، ازدواج یگانه بانوی اسلام حضرت " فاطمه " دختر پیامبر را نام برد .
و در سال سوم هجری ، تولد نخستین گوهر تابناک امامت ، حضرت " امام مجتبی " حسن بن علی صورت پذیرفت .
در سال چهارم هجری هم اتفاقات زیادی به وقوع پیوست که مختصرا به آنها اشاره خواهیم نمود : 1- فاجعه سپاه تبلیغ بود ، که چگونگی آن قبلا ذکر شد .
2- غزوه " بنی نظیر " که با به هم پیوستن ، منافقان و یهودیان مدینه ( قبیله " بنی نظیر " )صورت گرفت ، که در آن بجز کشته شدن ده نفر از یهودیان و غنائمی که بدون جنگ و نبرد به دست مسلمانان افتاد و شامل مزارع و آبها و باغها می شد ، ثمره ای نداشت ، پیامبر هم مصلحت دید که غنیمت بدست آمده را بین مهاجران تقسیم نماید ، چون دست آنها از از ثروت دنیا ، بدلیل مهاجرت کوتاه بود .
3- مشروبات الکلی که با بزرگترین سرمایه بشری ( تنها امتیاز او در بین جانداران ) که همان " عقل و خرد " است ، سر جنگ دارد ، در این سال تحریم شد . شراب در تمامی شرایع آسمانی محکوم به تحریم بوده است . در عربستان ، میخوارگی به شکل یک بلای عمومی و یک بیماری واگیر درآمده بود ، از این رو ، آیه های چهارگانه ای پیرامون ابراز انزجار از شراب نازل شد ( به ترتیب : سوره نحل/67 -سوره بقره/219 - سوره نساء/44- سوره مائده/90 ) که قرآن در ابتدا ، آنان را از ساختن شراب ، با خرما و انگور ، که " رزق حسن " و ( روزی نیکو ) بود ، منع نمود . پس از آن قدم به قدم و هماهنگ با اتفاقاتی که در حاشیه زندگی و عبادت مسلمانان در حال مستی می افتاد ( مثل : زد و خورد بین مسلمانان و ذکرهای نماز را اشتباه خواندن و ... ) دستورات محکمتر و صریحتری از سوی پروردگار نازل شد .
4- غزوه " ذات الرقاع " : این غزوه ، یک نبرد ابتدائی نبود ، بلکه به منظور خاموش کردن جرقه ای بود که بر علیه اسلام از سوی دو تیره " بنی محارب و بنی ثعلبه " در حال اشتعال بود . پیامبر با ستون سپاه مخصوص ، در نزدیکی دشمن تا بن دندان مصلح ، فرود آمد و دشمن هم که از سوابق درخشان جانبازیهای ارتش اسلام ، کاملا اطلاع داشت ، بدون مقاومت به کوهها و مناطق بلند ، پناه آورد . در این غزوه ، غنائم مختصری نصیب مسلمانان شد .
5- " بدری " دیگر ، هم از اتفاقات شیرینی بود که یک سال پس از جنگ " احد " اتفاق افتاد . در پایان جنگ احد ابو سفیان به مسلمانان گفت : سال دیگر همین موقع ما در بیابان بدر خواهیم بود و انتقام بیشتری خواهیم گرفت . ولی او با مشکلات زیادی در آن سال دست به گریبان شده بود ، در نتیجه وی با دادن پیامی به پیامبر از او خواست که از مدینه خارج نشود چراکه هم او نمی تواند مکه را ترک کند و هم بازار عمومی عرب که در بدر واقع می شد با مانورهای نظامی " محمد " با شکست مواجه می شد . نتیجه این تبادل قدرت به نفع مسلمانان تمام شد . مسلمانان سخن ابوسفیان را نشنیده گرفتند و هشت روز تمام ، که مصادف با بازار سالیانه عمومی عرب بود ، در بدر اقامت کرده و در تجارت خود سود کلانی بردند . مشرکین هم ابوسفیان را سرزنش کردند و او را در خسارتی که دیده بودند ، مقصر دانستند .
6- از دیگر حوادث این سال تولد فرزند دوم ولایت " حسین بن علی " می باشد . و در همین سال " فاطمه بنت اسد " مادر گرامی علی چشم از جهان فرو بست .

پس از جنگ احد و شکست مسلمانان ، با اینکه مسلمانان از بازگشت مجدد دشمن ، جلوگیری بعمل آوردند ، اما تحریکات داخلی و خارجی برای براندازی اسلام رو به فزونی گذارد . دشمنان یهودی و مشرکان جرات زیادی پیدا کرده و بر علیه اسلام توطئه می چیدند . و پیامبر با تمام این تحریکات ، بشکل ماهرانه ای جلوگیری می کرد و هر که که قصد هجوم به مدینه را داشت ، پیامبر ، با گرد آوردن سپاه جنگی ، آنان را سرکوب می نمود . پیامبر علاوه بر این ، با اعزام مبلغان اسلام به میان قبائل و مراکز جمعیت ، قلوب قبائل بی طرف را به سوی اسلام جلب می نمود . و لی در این راه با دسیسه های زیادی از سوی دشمن روبرو شد . او در بسیاری از مواقع به قبایلی که درخواست مبلغ آیین اسلام را کردند و تمایل خود را به آوردن اسلام ابراز می داشتند ، لبیک گفت ، ولی نتیجه بعضی از آنها ، کشتار بی رحمانه مبلغین اسلام بود .
از افرادی که ناجوانمردانه ، دست به قتل و عام مبلغین ارشد و زبردستی که مردمی شجاع و رزمنده بودند ، زد ، " عامر بن الطفیل " بود . بنا به درخواست بزرگ قبیله او " ابو براء عامری " ، پیامبر ، چهل نفر از رجال علمی اسلام ، که حافظ قرآن و احکام بودند ، را به " نجد " فرستاد و نامه ای مبنی بر دعوت به اسلام ، را به یکی از افراد داد تا به " عامر بن الطفیل " برساند ، ولی نه تنها او نامه را نخواند بلکه حامل نامه را کشت ، و قبیله خود را برای کشتن رجال علمی اسلام دعوت نمود ولی آنان گفتند : بزرگ قبیله " ابو براء " به آنان امان داده است و همکاری نکردند و او مجبور شد از قبایل اطراف کمک بگیرد . او منطقه را محاصره کرد و مبلغین تسلیم نشدند و به ناچار به دفاع و نبرد پرداختند و در نهایت همگی شربت شهادت نوشیدند ، بجز " کعب بن زید " که با بدن مجروح خود را به مدینه رساند و جریان را تعریف کرد .





