تبليغاتX
خاتم الانبیاء
و بار دیگر ، نجاشی ...

در سال ششم هجری هم اتفاقات متعددی در زنگی پیامبر افتاد که مهمترین آن را مختصرا ذکر میکنم . پس از جنگ احزاب تمام مدینه و اطراف آن در اختیار مسلمانان قرار گرفت و پایه های اسلام محکمتر از قبل شد ، ولی این امر باعث نشد که پیامبر از دشمنان غافل شود بلکه باید مراقب باشد تا هر توطئه ای را در نطفه خفه کند . وی در این راه توانست گروهی از احزاب ، که از تیر رس مسلمانان خارج بودند را سرکوب نماید ، مانند از میان برداشتن فردی شورشی از یهود ، به نام " سلام " که دلاوران خزرجی از سوی پیامبر ، مامور به این کار شدند . آنان شبانه وارد خیبر شده و با او در اتاق خوابش ملاقات کرده و به زندگی عنصر خطرناکی که آسایش را از مسلمانان ربوده بود خاتمه دادند .
در این میان قریشیان هم برای احتیاط به حبشه سرزمین صلح رفتند تا در مواقع خطر از دست مسلمانان راه گریزی داشته باشند . عمرو عاص یکی از آنان بود که با هدایای زیاد به دربار نجاشی رفته و زمین را در مقابل او بوسید و تواضع نمود و با دیدن یکی از نمایندگان مسلمان که از دربار خارج می شد ، از نجاشی اجازه گرفت که وی را به بهانه انتقام خون کشته شدگان قریش توسط مسلمانان ، به قتل برساند . اما نجاشی بقدری از این سخن برآشفت که سیلی محکمی به صورت خود زد و گفت تو می خواهی که نماینده مردی که امین وحی بر او مانند موسی نازل می شود را در اختیارت بگذارم تا او را بکشی ؟ ! به خدا قسم او بر حق است و بر دشمنان خود پیروز خواهد شد . و عمروعاص در آن لحظه مخفیانه به آیین " محمد " مایل شد . پیامبر همچنین برای گرفتن زهرچشم از بعضی کافران مانند قبیله های " عضل " و " قاره " که بی رحمانه مبلغین اسلام را کشته و دو نفر از آنان را به سران قریش بخشیده بودند و قریش هم برای انتقام ، آنان را به دار زده بود ، تصمیم گرفت مخفیانه با سپاهی به منطقه " بنی لحیان " که محل زندگی آنها بود حمله کند ولی قبل از ورود پیامبر به این نقطه ، آنان مطلع شده و به کوهها پناه بردند . پیامبر برای تکمیل مقصد ، دست به یک مانور نظامی زد و در جایی از نزدیکی مکه که نقطه دید قریش بود با دویست تن از سربازان خود ، قدرت نمایی کرد و سپس دستور برگشت به مدینه را داد .
" ذی قرد " غزوه دیگری بود ، که با کشته شدن نگهبان گله شتری ، که در چراگاهی واقع در " شام " بود ، اتفاق افتاد . این چراگاه مربوط به مردم مدینه بود . گله به غارت برده شد و زن مسلمانی اسیر . با یاری خواستن " سلمه اسلمی " که به قصد شکار از مدینه بیرون آمده بود ، پیامبر با گروه سوار خود به تعقیب غارتگران ، حرکت کردند و با نبرد مختصری قسمت مهمی از شتران را پس گرفتند  و زن اسیر را هم آزاد نمودند .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/10ساعت 8:52  توسط یاسر خواهانی | 
موضوع >> دشمنان اسلام ، تحت کنترل