
خلاصه ی این خطابه ، به شرح زیر است : ... " هان ای مردم نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از بین شما بروم ... آیا شما گواهی می دهید که معبود جهان یکی است و محمد بنده خدا و پیامبر او می باشد ، و بهشت و دوزخ و زندگی جاوید در سرای دیگر جای تردید نیست ؟ " همگی گفتند : صحیح است و گواهی می دهیم . سپس فرمود : " مردم من دو چیز نفیس و گرانمایه در میان شما می گذارم ، ببینم چگونه با دو یادگار من رفتار می نمائید ؟ " پرسیدند ، منظور از این دو چیز نفیس چیست ؟ پیامبر فرمود : " یکی کتاب خدا که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شماست ، و دیگری عترت و اهل بیت من . خداوند به من خبر داده که این دو یادگار ، هرگز از من جدا نخواهند شد ... کوتاهی در قبال این دو هلاکت به همراه دارد ... " در این لحظه دست " علی " را گرفت و آنقدر بلند کرد که سفیدی زیر بغل هر دو برای مردم نمایان گشت ، و او را به همه مردم معرفی نمود . و فرمود :" سزاوارتر بر مومنان از خود آنها کیست ؟ " همگی گفتند : خدا و پیامبر او داناترند . پیامبر فرمود : " خدا مولای من و من مولای مومنان هستم و من بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم . هان ای مردم ! ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادرالحق معه حیث دار ) هر کس را من مولایم ، "علی " مولای اوست . خداوندا ! کسانی که " علی " را دوست دارند ، آنان را دوست بدار ، و کسانی که او را دشمن بدارند ، دشمن دار . خدایا یاران " علی " را یاری کن ، دشمنان " علی " را خوار و ذلیل نما ، و او را محور حق قرار بده ."
« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا »
( امروز دین شمارا کامل نمودم و نعمت را بر شما تمام کردم و اسلام را یگانه آئین انتخاب کردم . )
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین

مراسم " حج " به پایان رسید . مسلمانان ، اعمال " حج " را از پیامبر آموختند . در این هنگام مسلمانان ، به دستور پیامبر مکه را به عزم مدینه ترک گفتند . هنگامی که کاروان به سرزمین " رابغ " که در نزدیکی " جحفه " ( در سر راه مکه به مدینه ) قرار دارد ، رسید ، امین وحی در نقطه ای به نام " غدیرخم " فرود آمد و او را با آیه فوق خطاب کرد : " بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته " ( آنچه از طرف پروردگار فرستاده شده ، به مردم ابلاغ کن . و اگر نکنی رسالت خود را تکمیل نکرده ای ، خداوند تو را از شر مردم حفظ می کند . ) لحن آیه حاکی از اهمیت انجام این امر خطیر به دست پیامبر است . چه امری مهمتر و والاتر از تعیین جانشین در مقابل چشمان صدها هزار نفر ؟ ! دستور توقف داده شد . کسانی که جلو کاروان بودند از حرکت ایستادند و آنها که عقبتر بودند به ایشان پیوستند . ظهر بود و هوا بشدت گرم ، مردم قسمتی از ردای خود را بر سر و قسمتی را زیر پا گذارده بودند . برای پیامبر هم سایبانی درست کردند و نماز ظهر را به جماعت خواندند . سپس در حالی که جمعیت گرد پیامبر حلقه زده بود ، بر نقطه بلندی که توسط جهاز شترها درست کرده بودند ، قرار گرفت و با صدای بلند و رسا خطابه ای خواند ......
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین

" عید قربان بر تمامی ابراهیمیان زمان مبارک باد . "
امیر المومنان " علی " ( ع ) از حرکت پیامبر برای شرکت در مراسم حج ، آگاه گردید و با سربازان خود در حالی که 34 قربانی به همراه داشت برای شرکت در مراسم حج حرکت کرد و پارچه هائی که از مردم " نجران " به عنوان مالیات اسلامی گرفته بود ، همراه خود آورد . " علی " در نیمه راه ، فرماندهی سربازان را به یکی از افسران سپرد و خود را به سرعت به پیامبر رساند . پیامبر خوشحال از دیدن او و موفقیتش ، از وی پرسید : " چگونه نیت کردی ؟ " او گفت : من موقع احرام به نیت شما احرام بستم و گفتم " اللهم اهلالا کاهلال نبیک " ( بار الها به همان نیتی که پیامبر تو احرام بست ، احرام می بندم . ) و پیامبر را از قربانیها آگاه نمود . پیامبر فرمود : " تکلیف من و شما در این یکی است و ما باید تا لحظه کشتن قربانیها در حالت احرام باقی بمانیم " . " علی " به سوی سربازانش بازگشت تا با آنها به مکه وارد شود ، تمام پارچه هایی هم که از " نجران " طبق قرارداد روز مباهله گرفته بود ، بسته بندی نمود و در مکه تحویل پیامبر داد .
اعمال عمره به پایان رسید . پیامبر در فاصله عمره و اعمال " حج " در خانه کسی بسر نبرد ، از این رو دستور داد که خیمه او را بیرون مکه بزنند . روز هشتم ذی الحجه فرا رسید . زائران خانه خدا همان روز از مکه به سمت عرفات ، حرکت می کنند تا در عرفه ، از ظهر تا غروب آن روز توقف نمایند ( به این روز " ترویه " می گویند . ) ، پیامبر در این روز از " منی " عازم عرفات شد و تا طلوع آفتاب روز نهم در " منی " ماند . سپس بر شتر سوار شد و راه عرفات را پیش گرفت و در نقطه ای به نام " نمره " که خیمه آن حضرت در آنجا بود ، فرود آمد . که سخنان تاریخی نیز در آن هنگام که سوار بر شتر بود ، ایراد فرمود ...
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین

... روی این جهات ، پیامبر خدا ، در سال دهم هجرت ، از طرف خدا ماموریت یافت که در آن سال شخصا در مراسم حج شرکت کند و عملا مردم را به تکالیف خود آشنا سازد و هر گونه شاخه های کج و معوجی را که به علل یاد شده بر پیکر این عبادت روئیده بود ، ببُرد ، و حدود " عرفات " و " منی " و موقع کوچ از آنها را تعلیم دهد . این سفر پیش از آنکه جنبه سیاسی و اجتماعی داشته باشد جنبه تعلیمی داشت . پیامبر در یازدهمین ماه اسلامی " ذوالقعده " دستور داد که در شهر مدینه و میان قبائل اعلان کنند که پیامبر امسال عازم زیارت خانه خداست . با این خبر ، هزاران نفر با شوق فراوان در اطراف مدینه خیمه زدند و منتظر حرکت پیامبر شدند .
پیامبر در بیست و ششم ذی القعده " ابو دجانه " را جانشین خود در مدینه قرار داد و در حالی که بیش از شصت قربانی به همراه داشت به سوی مکه حرکت نمود . به " ذی الحلیفه " ( نقطه ای که مسجد شجره در آنجا قرار دارد . ) که رسیدند با پوشیدن دو پارچه ساده از مسجد " شجره " احرام بست و هنگام بستن احرام دعای معروف احرام را که " لبیک " و پاسخ به ندای " ابراهیم خلیل " است را قرائت نمود . و نیز هر موقع سواری را می دید و یا در بلندی و سرازیری قرار می گرفت " لبیک " می گفت . در نزدیکی مکه " لبیک " را قطع کرد ، روز چهارم ماه وارد مکه شد و یکسره راه مسجد را پیش گرفت ، و از باب " بنی شیبه " وارد مسجدالحرام شد ، در حالی که حمد و ثناء خدا را می گفت و به " ابراهیم " درود می فرستاد . در رویارویی با " حجرالاسود " نخست آنرا " استلام " نمود ( یعنی پیش از طواف دستهای خود را به این سنگ ، که هنگام ساختن کعبه زیر پای " ابراهیم " قرار داشته ، و با آن دیوار کعبه را بالا برده بود ، مالید و دست گذاردن بر آن نوعی بستن پیمان با ابراهیم است و اینکه ابراهیم وار تا پای جان در راه توحید کوشا باشیم . ) و هفت بار اطراف کعبه دور زد . سپس برای ادائ نماز طواف ، پشت مقام " ابراهیم " قرار گرفت و دو رکعت نماز خواند . پس از فراغت از نماز شروع به سعی میان " صفا و مروه " نمود . و بعد از آن رو به زائرین کردو فرمود : " کسانی که همراه خود قربانی نیاورده اند از احرام خارج شوند و تمام محرمات احرام برای آنان با " تقصیر " ( کوتاه کردن مو و ناخن " حلال می شود . اما من و افرادی که قربانی آورده اند ، به حالت احرام باقی بمانند ، تا وقت سر بریدن قربانی ...
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین

در میان عبادات دستجمعی اسلام ، مراسم حج ، بزرگترین و با شکوهترین عبادتی است که مسلمانان بجای می آورند . زیرا این مراسم آنهم سالی یک بار ، برای ملت مسلمان بزرگترین مظهر وحدت و و یگانگی ، نشانه کامل وارستگی از مال و مقام ، نمونه بارز مساوات و برابری تمام انسانها و وسیله تحکیم روابط در بین مسلمانان و ... می باشد . حال اگر ما مسلمانان از این خوان گسترده کمتر استفاده می بریم و این کنگره سالانه اسلامی را بدون بهره برداری کامل ، برگزار می نمائیم ، نشانه قصور قانون نیست ، بلکه گواه بر قصور و تقصیر رهبران اسلامی است که در صدد استفاده از این مراسم بر نمی آیند . بگذریم که در این مجال ، رسیدن به قضیه " غدیر " است و این مطالب را باید خلاصه عرض کنم : از روزی که " خلیل الرحمن " از بنای کعبه فراغت یافت و خداپرستان را به زیارت این خانه دعوت نمود ، پیوسته این نقطه ، کعبه قلوب و مطاف ملتهای خداشناس بوده است . همه ساله گروهی از اکناف جهان و نقاط مختلف عربستان به زیارت این خانه شتافته و مراسمی را که از حضرت ابراهیم آموخته بودند انجام می دادند . اما گذشت زمان ، انقطاع ملت حجاز از رهبری پیامبران ، خود خواهی قریش ، حکومت بت بر افکار جهان عرب ، موجب شده بود که مراسم حج از نظر زمان و کیفیت ، دستخوش تحریف و تغییر گردد و قیافه واقعی خود را از دست بدهد ...
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین

با در نظر گرفتن مناسبت پیش آمده در این روزهای مبارک و اعیاد فرخنده و همچنین " عید غدیر خم " ، مناسب دیدم که در ابتدا از چگونگی جانشینی " علی " ( ع ) ، مطالبی چند را بیاورم و رخدادهای آن زمان را به رشته تحریر درآورم و در روزهای آینده روال زندگی پیامبر اسلام را مانند قبل پی گیر باشیم .
" عید غدیر خم بر تمام جهان اسلام و شیعیان عزیز مبارک و میمون باد " :
پیامبر در دوران رسالت خود مکرر وصی و جانشین خود را تعیین کرده و موضوع امامت را از قلمرو انتخاب و مراجعه به آراء عمومی بیرون برده است . او نه تنها در اواخر عمر جانشین خود را تعیین کرد ، بلکه در آغاز رسالت ، که هنوز جز صد نفر، کسی به او نگرویده بود ، وصی و جانشین خود را به مردم معرفی نمود : روزی از طرف خداوند مامور شد که خویشان نزدیک خود را از عذاب الهی بترساند و آنان را پیش از دعوت عمومی به آیین توحید دعوت کند . در مجمعی که چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را در برداشت ، چنین گفت : " نخستین کسی که از شما مرا یاری کند ، او برادر و وصی و جانشین من در میان شما خواهد بود " .
هنگامی که " علی " از آن میان برخاست و او را به رسالت ، تصدیق نمود ، او رو به مردم کرد و گفت : " این جوان برادر و وصی و جانشین من است " . این حدیث به نام " حدیث یوم الدار " و " حدیث بدءالدعوه " اشتهار کامل دارد .
پیامبر نه تنها در آغاز رسالت بلکه به مناسبتهای مختلف ، در سفر و حضر ، به ولایت و جانشینی " علی " (ع) تصریح کرده ، ولی هیچکدام از آنها از نظر صراحت و عظمت و قاطعیت عمومیت ، به پای حدیث " غدیر " نمی رسد .
موضوع >> تکمیل آیین اسلام با تعیین جانشین





