
از حوادث دیگر سال هشتم هجرت ، سرگذشت فتح مکه که از فرازهای خواندنی و شیرین تاریخ اسلام است و آموزنده و روشنگر اهداف مقدس پیامبر اسلام است . ( اگر فرصت بود شرح آن را مفصلا در فصلهای دیگر می آورم . )
جنگ " حنین " هم در این سال بود . پس از فتح مکه ، جنب و جوشی در قبائل " هوازن و ثقیف " و تماسهای خصوصی میان تیره ها پدید آمد نتیجه این شد که قبل از اینکه سپاه اسلام به سراغ آنها بیاید ، خود به استقبال ارتش اسلام رفته و با بکار بردن نیرنگ خاص نظامی ضربه مهلکی به آنها بزنند . آنان به فرماندهی جوان سی ساله بی پروائی ، یک گروه ضربت تشکیل دادند و به دستور او تمام زنان و کودکان و احشام خود را در پشت سپاه قراردادند ، تا هرگز تسلیم سپاه اسلام نشده و تا آخر کار بجنگند . در مقابل ، مسلمانان با وجود فراوانی و بی نظیری تعداد جنگجویان ، و بدلیل اتکا به تعداد افراد و بالیدن به این موضوع (تعداد نفرات )و فراموشی تاکتیکهای نظامی توسط فرماندهان، می رفت تا با شکستی مواجه شوند که با این شکست مسیر اسلام دگرگون می شد.
در حالی که سپاه اسلام غافلگیر شده و به دلیل فزونی تعداد در هم ریخته و همچنان می گریخت و زیادی افراد وحشت زده ، جمع سپاه را مشوش کرده بود ، پیامبر با دادن ندا " یا انصارالله و انصاررسوله انا عبدالله و رسوله " به یارانش ، توانست جهت حرکت را تغییر داده و با همراهی دلاورانی چون : " علی و عباس و فضل بن عباس و اسامه و ابوسفیان بن الحارث " که از ابتدا از پیامبر غافل نبودند همراه خود کند . هشت نفر از مسلمانان کشته شدند و دشمن با دادن شش هزار اسیر و بیست و چهار هزار شتر و چهل هزار گوسفند و چهار هزار " وقیه " نقره پا به فرار گذارد و زنان و احشام خود را ترک گفته و تعدادی هم کشته دادند .
از دیگر حوادث سال هشتم هجرت ، غزوه " ذات السلاسل " بود ، که با کسب اطلاعات دقیق توسط جاسوسان زبر دست مسلمان از توطئه دشمن ، این فتنه گسترده به خاموشی انجامید که در غیر این صورت ، پیامبر با خسارت جبران ناپذیری روبرو می شد . این غزوه با دلاوری " علی " به پیروزی بی سابقه ای دست یافت ، چرا که قبل از آن ، نتیجه این حملات پیاپی که با فرماندهی افرادی چون " ابی بکر" و " عمر " و سیاستمدار حیله گر عرب " عمروعاص " صورت گرفت ، عقب نشینی و پشت کردن به دشمن بود که مسلمانان را خسته و اندوهگین کرده بود .( این نبرد با هم پیمان شدن هزاران نفر در " وادی یابس " با هدف کوباندن اسلام و کشتن " محمد " و افسر دلاور او " علی " بود .)
رمز پیروزی امیرالمومنین در این نبرد شامل سه اصل بود :
1- بی اطلاعی دشمن از مسیر حرکت وی و تغییر دادن پی در پی مسیر حرکت ، تا بیابانگردان عرب مسیر حرکت وی را به دشمن گزارش ندهند .
2- او با حرکت در شب و پنهان شدن در روز به اصل مهم استتار عمل نمود و در نزدیکی دشمن فرمان بستن دهان اسبها را داد تا دشمن از حضور آنها اطلاع نیابد .
3- دلاوری و شجاعت بی نظیر امیرالمومنین در از پای در آوردن هفت تن از دلاوران دشمن، که مقاومت کردند . آنچنان که دشمن با بر جا گذاشتن غنائم فراوان ، پا به فرار گذاشت.( سوره عادیات در این باره نازل شد .)
جمله زیر از فرمایشات پیامبر نسبت به " علی " است : " اگر نبود که گروهی از امت من ، مطلبی را که مسیحیان در باره حضرت مسیح گفته اند ، در باره تو نیز بگویند ، در حق تو سخنی می گفتم که از جایی عبور نمی کردی مگر اینکه خاک زیر پای تو را برای تبرک بر می گرفتند ." (ارشاد/84-86)

سال هفتم هجرت سپری شد و مسلمانان توانستند در پرتو پیمان " حدیبیه " دستجمعی به خانه خدا (کعبه) رفته و با اعمال و اشعار خود توانستند گروهی از سران قریش ، مانند " خالد بن ولید و عمرو عاص و عثمان بن طلحه " را متوجه اسلام کنند ، آنان علاقه خود را با آمدن به مدینه ، به حضرت " محمد " و آئین وی ابراز داشته و ارتباط خود را با حکومت مکه قطع نمودند .
از دیگر حوادث این زمان ( سال هشتم هجرت ) :
1- دستگیری مبلغ اسلام " حارث بن عمیر "در دهکده " موته " و کشته شدن او به دست فرمانروای شامات " حارث بن ابی شمر غسانی" بود ، که بر خلاف اصول انسانی و جهانی ( که جان و خون سفیر ، محترم است) بود .
2- حادثه جانگدازتر ، اینکه برای ادب کردن مرزنشینان شام ، پیامبر " کعب بن عمیر غفاری " با 15 نفر را که همگی به سلاح تبلیغ مسلح بودند ، روانه " ذات اطلاح " در پشت " وادی القری " نمود ، ولی همینکه با منطق نیرومند و محکم اسلام ، آنان ، مردم را به یکتا پرستی دعوت کردند ، با حمله آنها روبرو شده و همگی پس از دفاع جوانمردانه ، کشته شدند و فقط یک نفر مجروح توانست نیمه شب خود را در مدینه ، نزد پیامبر برساند و جریان را باز گو کند .
3- اعلام جهاد در ماه جمادی : سپاهی مرکب از سه هزار نفر برای سرکوبی یاغیان و مزاحمان سپاه تبلیغ اسلام ، به دستور پیامبر که فرمود : " در ابتدا آنان را مجددا به اسلام دعوت کنید که اگر اسلام آوردند از انتقام خون سفیر صرفنظر کنید و در غیر این صورت ، با یاری خدا با آنان نبرد کنید " آماده نبرد شدند.( این آغازی برای جنگ " موته " بود.)
پیامبر توصیه های انسانی زیادی (در جهت حفظ جان " کشیشان " و " راهبه هائی " که در صومعه بسر می بردند و کودکان و زنان بی دفاع و پیران فرتوت) داشتند ، که شرح آن در این مختصر نمی گنجد . در این جنگ ، مسلمانان با عقب نشینی و دادن کشته ، مجبور به بازگشت به مدینه شدند . ( این نبرد بین روم و مسلمانان بود)





